ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
268
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
ملكشاه - از مرو به پيش سلطان غياث الدين گريخت كه در فيروز - كوه بود . سلطان محمد خوارزمشاه شهر مرو را گرفت و از آن جا رهسپار نيشابور گرديد . در نيشابور علاء الدين غورى فرمان مىراند . خوارزمشاه نيشابور را در ميان گرفت و با او جنگ سختى كرد . ماندن او در آن جا به درازا كشيد و چند بار به علاء الدين نامه نگاشت تا شهر را به وى تسليم كند . ولى او پاسخى نمىداد و حاضر بدين كار نمىشد زيرا چشم به راه بود كه از سوى غياث الدين به او كمك برسد . بدين گونه ، نزديك به دو ماه سپرى شد ، و علاء الدين وقتى ديد از سوى غياث الدين به موقع به او كمك نمىرسد ، به خوارزمشاه پيام فرستاد و براى خود و غوريانى كه در خدمتش بودند زنهار خواست كه ايشان را به زندان نيندازد و آزار ديگرى نيز نرساند . خوارزمشاه درخواست وى را پذيرفت و در اين باره سوگند ياد كرد . از اين رو ، علاء الدين و ساير غوريان از شهر بيرون آمدند و خوارزمشاه ايشان را بنواخت و مبالغى گزاف با هداياى بسيار به ايشان داد . و از علاء الدين خواست كه بكوشد تا ميان او و غياث الدين و برادرش شهاب الدين ، صلح برقرار كند . او نيز انجام اين كار را پذيرفت . علاء الدين از نيشابور رهسپار هرات گرديد و از آن جا نيز